معرفی قسمتی ازقنات کشاورزی و شناخت بیشتر روستا
زمینهای زراعتی درجنوب روستا به زمینهای دروازه معروف است این قسمت روبروی راهی که ازده محمد ودلاکوک پاشنه دران می آمده می باشد ودروازه ورودی دراین قسمت بوده است.
به همین منظور تا کنون نام دروازه روی این قسمت باقی مانده پشته سیاهی پایین تراز دروازه است پایین همین پشته قبلا آثاری از لبه های حوض آب که با ملات آهک درست شده بودموجود بود که الان براثر سیل ازبین رفته ولی محدوده آن مشخص است.
بعدازهمین آثار که احتمالا مرده شورخانه بوده قبرستانی است باقدمت زیاد وقبر های چندطبقه که نیاز به بررسی دارد قبلا نورهایی دراطراف دروازه شبها مشاهده می شده که شایع است احتمالا امام زاده ای دراین منطقه باشد.
چونکه من خودم یادم است کوچک بودم مرحوم مادرم خواب دیده بود که دراین منطقه قبری است وروی قبرهم سنگ لوح موجود است واین مرحومه حتی محدوده ای که خواب دیده بودند نشان می داد ولی کسی درقدیم اهمیتی نداد تیکه سفالهایی دراطراف وزمینهای زراعی تاکنون دیده شده که نشان ازلوازم خانه یا کار بوده است.
خلاصه گفته می شود براثر زلزله یا سیل کاملا روستا تخریب شده اشخاصی بوده اند که کتابهایی ( یا گنج نامه هایی خیلی قدیمی )داشته اند وخبر از گنج واحتمال اینکه درسطح سه تاچهارمتری زمین خانه هایی سالم با لوازم زندگی موجود باشد چونکه الان درزمینهای زراعتی موقع آبیاری نقب هایی باز می شود که اگر بیست وچهارساعت هم آب قنات برود پایین پر نمی شود این آبها کجا می رود معلوم نیست .
درپایین روستا یک پشته کوچک است بنام قلعه کهنه ویکی دو دخمه هنوز باقی مانده واحتمالا اطراف همین پشته دخمه هایی مسکونی موجود بوده پایینتر ازاین قلعه کهنه مرغزار است قبلا همیشه آب داشت واطراف آن هم نیزار بود ولی چند سالی است که براثر خشکسالی خشک شده اطراف این مرغزار الخصوص قسمت شرق آن همیشه ذنح های آب جاری بود مخصوصا کوچه مرغزار.
پایین روستا درقست شرق روستا دخمه هایی نقب شده به لون معروف هستند احتمالا درقدیم جهت مسکن استفاده می شده ولی درحال حاضر جهت نگهداری احشام است ولی فعلا خشک شده ازهمین مرغزار به طرف دهنو زمین هایی است بنام سنگستون چونکه یک بیرون زدگی ازسنگ وجوددارد زمینهای زراعی اطراف این قسمت به زمینهای سنگستون معروف است.
بالاترازسنگستون معروف است به سفرها یا زونگهای سفر ازوسط صحرای رعیتی زمینهای سفرها بصورت پلکانی وشیب دار شروع می شود به طرف دهنو.
مثلا بین یک قطعه زمین زراعی با قسمت دیگر یازمین بالایی ممکن است یک متر اختلاف ارتفاع باشد به این بلندی زونگ می گویند.
نام صحرای رعیتی بردم امیر حسنخانی بوده ساکن درشهرستان طبس در همه روستاهای آباد وروستاهایی که رونقی داشته اند املاک داشته است یا به زور ازمردم می گرفته یا هم اینکه می خریده است.
دراین روستا هم یک هفته یعنی هفت شبانه روز آب وملک داشت درست نصف روستا که حاکی بود از جوب آب که ازوسط روستا می گذرد قسمت جنوب کاملا درتصرف امیر حسنخان بود واین خان افرادی داشت که بعنوان ضابط یا مستاجر که این هفت روز آب را اجاره داشتند واین افراد باز خرکار ودهقان داشتند وکارهای کشاورزی را انجام می دادند.
واین قسمت به زمینهای سرکاری معروف بودو هست نصف دیگر روستا که مردم شریک بودندوخرده مالک بود بنام زمینهای رعیتی معروف می باشد.
این امیر حسنخان سال هزارو سیصد پنجاه وشش فوت نمود ازجایی که فرزندی نداشت این املاک به برادر خانمش رسید واو هم همه را به مردم فروخت به قیت هر شش ساعت (یا نیمروز ) که معادل چهل فنجان آب است به بیست وشش تا سی هزارتومان وریشه خان دراین روستا به اینصورت کنده شد.
کاش می بود یا اینکه این زمینها را به افرادساکن درخود روستا می فروختند افرادی این زمینها را خریده اند که دراطراف ساکن هستند وفقط به فکر درآمد هستند وهیچ به فکر مرمت قنات یا اینکه آبادانی روستا نمی باشند در آمد را می برند ولی حتی یک شاهی هم جهت عمران وآبادانی روستا پرداخت نمی نمایند.
متاسفانه جمهوری اسلامی طوری مردم را عادت به گرفتن داده که حتی ریالی راهم پس نمی دهند اگر پای گرفتن باشد ببینید چکار می کنند ولی اگر صحبت دادن باشد با هزاران اگر واما وکارشکنی ریالی هم پس نمی دهند.
مردم درقدیم به این موضوع خیلی حساس بودند غریب غربات را درروستا جایی نبود تزشان یا اینکه طرز فکرشان این بود که شما که می خواهید دراین روستا آب وملکی داشته باشید حتما باید ساکن روستا شوید.
خیلی طرز فکر خوب وبجایی بوده وجهت عمران وآبادی روستا اهمیت داشته اگر هم کسی آب وملکی داشته ودرروستا مقیم نمی شده با ترفند هایی کاری می کرده اند که مجبور به سکنا یا فروش ملک به افراد محلی بشود ولی درحال حاضر حداقل نصف آب وملک روستا دست غریب غربات وافرادی که ساکن نمی باشند می باشد وخود روستا درحال ویران شدن است.
قسمت قسمت زمینهای زراعی دارای اسمهای خاصی است.
مثلا زمینهای آغالگاه_ صیف الهی – شاهنی – خدامرگ – چیلو – گچییا – مدرضایی ها_زمینهای استلخ کهنه (یا استخر کهنه )
شاهنی دراین قسمت شاهینی دنبال کبوتری بوده که با فرود وسرعت زیاد با شاخه غوزه (بوته پنبه ) که خشک بوده برخورد کرده وبه این شاخه خشک کشیده شده این شاخه ازشکم فروشده وازپشت بیرون آمده به همین خاطر زمینهای شاهنی معروف است .
زمینهای خدامرگ به سبب بلندی زمینها وفصل درو گندم وهوای گرم دروگر ها که عمدتا زنها بوده اند براثر اینکه هرچقدر درو می کرده اند به پایان نمی رسیده اند می گفته اند خدا مرگم بدهد یا اینکه خدا مرگش بدهد این زمینهارا که تمام نمی شود به همین خاطر معروف به خدامرگ می باشد.
چیلو بلندی که تقریبا با ابعاد بدن یک انسان باشد چه اینکه کسی اورا بسازد یا اینکه براثر فرسایش بوجود بیاید چیل می گویند وبیشتر اگر بدست انسان وقسمت قسمت ساخته شود.
چونکه مشهور است کسی که زیادحرف می زند وعمل نمی کند می گویند چیل می کند یا اینکه همیشه برنامه ریزی می کند ولی درپایان به سببی گیر می کند می گویند چیل کرد وبا یک لگد هم خراب کرد.
یا اینکه درمجلسی که افراد زیادباشند وشخصی با خودنمایی لاف بزند می گویند چیل میکند(معمولا به افرادی که زیاد لاف می زنندوخبری ازعمل نیست اطلاق می شود ).
واین زمینها را هم افرادی مترسک از گل وخاک یک همچنین بنایی می ساخته اند بخاطر هجوم خرگوشها وحیوانات دیگربه زمینهای چیلو معروف است.
زمینهای استلخ کهنه (یا استخر کهنه ) این زمینها دربالای روستا است افراد کهن سال می گفتند درقدیم بما می گفتند به سبب نا امنی واینکه شبها کسی جرئت آبیار نداشته دراین قسمت که بالای زمینهای زراعتی بوده استخر بزرگی بوده که شبها آب دراین استخر جمع وروزها به زمینهای زراعتی می برده اند آثار قنات وچاه آب دراطراف زیاد است.
ولی درحال حاضر یک قنات آبدهی دارد که آنهم براثر بی توجهی مردم ومسئولین درحال خشکیدن است احتمالا بگویید خشکسالی است چند درصدی بله ولی چونکه آب قنات ازکوه می آید واطراف هم تاکنون اجازه حفر چاه را به هیچ عنوان نداده ایم .
ویادم است ازقدیم می گفتند این قنات خشکسالی بهارسالی ندارد البته سالهایی که بارندگی زیاداست به نسبت آب قنات هم بیشتر می شود ولی به سبب بافت زمین وزمین شناسی هایی که شده وآبشناسهایی که درقدیم واخیرا ازاین منطقه دیدن کرده اند گفته اند این قنات نباید اینقدر کم آب باشد.
من خودم در این قنات کار کرده ام اگر سرمایه گزاری شود بازدهی مطلوبی دارد ولی افسوس که فقط با صحبت به روستاها رسیدگی می شود به روستاهایی که باید رسیدگی شود ولیاقت رسیدگی دارند توجهی نمی شود وبودجه ها درمناطقی خرج می شود که........
سالی که نکوست ازبهارش پیداست روستا های آبادرا براثر بی توجهی ویران می کنند ومناطقی که حتی درصدی هم احتمال اینکه آباد شود نیست به ضرب بودجه می خواهند آباد نمایند وجلو مهاجرت را بگیرند.
باتزریق پول وامکانات چندسالی می توان مردم را ساکن نمود خلاصه کار ودرآمد می خواهند دولت که همیشه نخواهد توانست به این گونه مناطق فقط بودجه بدهد.